نوشتن یا ننوشتن
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
 
نویسنده: قاسم شیری - سه‌شنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸۳

 

سلام٬  

زمين زندگی از سر می گيرد٬ سرها از گريبان بيرون می آيد٬ مهر و ماه غبار از چهره می زدايند٬ اسکلت های بلور آگين چتر سبز خود را باز می کنند٬ سقف آسمان بلند تر می شود٬ نفس ها ديوار از پيش چشم بر می دارند و کوتاه سخن آنکه اگر زندگی شاعر زمستان در چنين روزهايی آغاز می شود ولی زمستان پايان می يابد.

فرا رسيدن نوروز را به شما شادباش می گويم و سالی سرشار از شادکامی و کاميابی برای تک تک تان آرزومندم.

 

برای دکتر مصدق 

 

اندکی بنشين

کوله بارت را زمین بگذار

با توام سردار

آی یار غار

دوست گرمابه و گلزار

راه دور است و زمان بسیار

 

اندکی بنشین

با تو در تاریخ همزادم

چند نامت تا کنون دادم؟

بشمر از آدم

من شماره رفته از یادم

کاوه و رستم

سر به دار و آرش و ... هان! من چه تردستم!

ضرب شستم

بر خدایان فرا دستم

در تو فریادم٬ پس هستم

نامهایت می کند مستم

 

اندکی بنشین

خاک رو پوشت

داستانی را که گردیده فراموشت

نرم خواهد خواند در گوشت

شاهراهی نیست مفروشت

جام پی نوشت

لشکری یکدست مدهوشت

هیچ٬ آری٬ هیچ

نردبانی٬ پای تاریخ است بر دوشت

شاهدم

مرگ خاموشت

 

بار کن بر خیز

گوشها افسانه می خواهند

نامهای تازه در راهند

دردها آهند

یا اگر فریاد در چاهند

نورها از شب  نمی کاهند

بار کن بر خیز

مارها بر شانه شاهند

مردم اینک قهرمانی تازه می خواهند

 

زمستان۱۳۸۳

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :