نوشتن یا ننوشتن
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
 
نویسنده: قاسم شیری - جمعه ۱۸ آذر ،۱۳۸٤

 
...اسب سفيد وحشي با نعل نقره وار 
 بس قصه ها نوشته به طومار جاده ها 
 بس دختران ربوده ز درگاه غرفه ها
 خورشيد بارها به گذرگاه گرم خويش
 از اوج قله بر كفل او غروب كرد
 مهتاب بارها به سراشيب جلگه ها
 بر گردن سطبرش پيچيد شال زرد
 كهسار بارها به سحرگاه پر نسيم 
 بيدار شد ز هلهله ي سم او ز خواب
 اسب سفيد وحشي اينك گسسته يال 
 بر آخور ايستاده غضبناك
 سم مي زند به خاك...

(منوچهر آتشی/ آهنگ ديگر)

رفتن آتشی پاییزی غمگین را برای شعر معاصر ایران رقم زد. برای تسلیت دیر است اما برای زنده نگه داشتن یادش نه. خانه شاعران بوشهراز امسال مراسم جایزه شعر منوچهر آتشی را برگزارمی کند. دستانشان را به یاری بفشاریم.   

....................................................................................................................................................................

اين هم يک شعر قديمی بازسازی شده:

بر کوچه های شهر خاک مرده می بارد

حتی صدای گامها آهنگ غم دارد

از من نخواهید از طراوت شعر بنویسم

بر دستهای طبع من باران نمی بارد

باران نمی بارد... نه!... می بارد ولی در خاک

باد پریشان جز پریشانی نمی کارد

از زوزه های باد می ترسم که در معبد

نفرین چندین ساله پلک از پلک بردارد

زخم تبر از یاد این بت ها نخواهد رفت

مقبول باشد هدیه هر روزمان یا رد

بت ها...نه! حتما باز هم کابوس می بینم

دست مرا تاریخ اگر آزاد بگذارد...

می خواهم از تردیدهایم پرده بردارم

می خواهم این سنگینه ها را باد بشمارد

پیکرتراش پیر باید شاهکارش را

به چشم های بسته آینده بسپارد

دارد می اندیشد به سنگ بهتری، باید

این دستها را بعد ازاین کمتر بیازارد

چشمان بسته منتظر، انگشتها لرزان

باران نمی بارد... نه! می بارد... نمی بارد

 

پاییز۸۴

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :