نوشتن یا ننوشتن
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
 
نویسنده: قاسم شیری - یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۳

کوچه تاريک است

و کسی می گذرد پای کشان

مست مست است انگار

با خودش می خواند:

جيرجيرک ها

پدر وسوسه اند

که در آرامش شب

نطفه می بندد

جغد ها دايه تاريخند

آنگاه

که بر مرگ عزيزان کسی می مويد

دهر

مادری نيست که فرزند بزايد

هرگز

زادن و باروری را

شايسته زمين است

و بس

آدمی 

نور چشم پدری است

که نه نامی دارد

نه نشانی حتی

و پدر خوانده انسان مرگ است

 

کوچه تاريک است

هيچ کس را سر آوازی نيست

من به آرامی

با خودم می خوانم:

شب سکوتی که آن را بايد

با کمی زمزمه

يا لغزش اشکی ناگاه

يا گذر کردن مستانه خودکاری

روی يک برگ زمان سنج

 شکست

زمستان ۱۳۸۳

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :