نوشتن یا ننوشتن
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
 
نویسنده: قاسم شیری - چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۳

 

دلم می خواست همرزم دلت باشم

در جنگی که دشمن ديو دلتنگی ست

و يا دهقان شوم تا برق شادی را

برای تا ابد

در چشمهايت کاشت بتوانم

دلم می خواست عاشق می شدم

تا دست در دستت

غمت را با غروبی شاعرانه رنگ می کردم

و يا ابر بهاران

تا به بارانی

غبار خستگی را از رخت آرام می شستم

دلم می خواست

اما کاری از دستم نمی آيد

چه دارد تک درختی پير

نه رودی

تا که در جامت فرو ريزد

نه بادی

تا که زلفت را برقصاند

نه صيادی

که آوازش

تورا شوری دگر بخشد

چه دشوار است

تو دلتنگی

و من کاری نمی آيد ز دستم٬ هيچ

تو دلتنگی

و اين عمريست رنجم می دهد دريا!

بهار ۱۳۸۱

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :