-  مردم!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کدام شما دشمنی در زندگی نداشته است؟

 

-  کارگران خسته سر بلند کردند

دیوانه هر روزه

بر پله های نیمه کاره ایستاده بود

 

-  دشمنان خود را دوست بدارید

شما زنده به آنانید

افسوس که سخنم را نمی فهمید

 

- زبان به کام بگیر

خسته ایم

بگذار لختی سر بر زمین بگذاریم

 

-  دشمنان خود را دوست بدارید

آنان نیرویتان می دهند

و در برابر دوستان بیمه تان می کنند

 

- این را که دیروز گفتی

حرف تازه چه داری؟

 

-  ابلیس

ابلیس بر دروازه دوزخ ایستاده است

خشمگین

ترس خود را نپوشانید

در این دیار

 آرامش را به چیزی نمی خرند

 

-  ما را از دوزخ می ترسانی؟

ما هر روز در دوزخیم

سر و روی مان را ببين

 

- ابلیس بر دروازه دوزخ ایستاده است

هوشیار

و ازاین آتش

که سر بر آسمان می ساید

گریزی نیست

 

-  آفتاب را می گویی؟

آری! می سوزاند بی پیر

 

-  ابلیس بر دروازه دوزخ ایستاده است

به پیشواز

پرندگان آسمان را ببینید

دسته دسته می میرند

و در پای ما فرو می ریزند

 

در میان خفتگان

دستی دستمال از چهره برگرفت

و دستی به سنگ رفت

دیوانه گریخت

 

    زمستان ۸۴

/ 42 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehdi mousavi

با سلام خدمت دوست عزيز و هميشگی ام....جناب آقای شیری عيدت مبارک .... اميد وارم سال خوبی داشته باشی .... شعر را خواندم ... زیبا بود..بالاخره به روز کردم .... با يه ترانه از خودم ... يه ترانه از محمدرضا حبيبی ... و دو تا دو بيتی از امر پيرنهان .... سر بزنید منتظرم ....

محمد صادق دهقان

براي خداحافظي اومدم خدمتت. دارم مي ميرم. اميد است كه همان نشانه وب كلكين من را كه آن گوشه وبلاگت قرار داده اي، به يادگار از من نگه داري. از اين كه در طول مدت دوستي مان، آدم بدي بودم، دست خودم نبود. اگر هم اندكي خوبي ديدي، چشمات لنز داشته و اون هم تقصير تو نبوده است. خلاصه، حلال كن برادرتو. براي هميشه خدا نگه دارت باشه...

mehdi mousavi

باز هم سلام خواندمش زيبا بود ... مخصوصا پايان بنديش همه چيز داشت .....متشکرم ... سر بزنيد ....منتظرم ...

سيد مهدي موسوي

با متني تحت عنوان « شش شخصيت در جستجوي مؤلف » و خبر چاپ كتاب جديدم به روزم و منتظر نظرات شما... حتما سر بزنيد!

مهدی شجاعی

سلام به قاسم عزيز///کم پيدا شدی///بی صبرانه منتظر حضورتم///بروزم///عيدت مبارک

نجوا کاشانی

سلام ، سال نو بر شما مبارک و همیشه ی زندگیتان سرسبز و بهاری باد ، (( در گلستان دمیده نور بهار / چشم گل را به این دیار بیار )) به امید دیدار

قاسم شيری

سلام... خیلی قشنگ بود... البته نقد را وقت نکردم بخوانم ولی از شعر قصه لذت بردم