و خدا خواست که کاری بکند کارستان

آب را نازل کرد

سبزه را رويانيد

باد را فرمان داد

تا گلستان را

بارور گرداند

کوه را بر پا کرد

که نگه دار زمين باشد

هست کرد از نيست

آنچه را بايد شايد

و به زيبايی اين خاک فزايد

 

و خدا خواست که کاری بکند کارستان

کهکشان را ساخت

و در آن راه انداخت سيلی از اختر را

و زمين هايی

که در آنها هم شايد

زندگی جاری باشد

چه کسی می داند؟

 

و خدا خواست که کاری بکند کارستان

آسمان را به هم آورد

هفت بار

کار پايان يافت 

زندگی جاری شد

آفرينش

در گردش پرگار افتاد

گردش از هست به نيست

وز نيست به هست

همه سر خوش بودند

و به خوبی

 فرمان می بردند

کار آيا کارستان بود؟

پرسشی سنگين بود

که در انديشه هستی پيچيد

چيزکی کم داشت اين کارگه نو بنياد

گرچه زيبا بود اما

گردشی بود ملال آور

 

و خدا خواست که کاری بکند کارستان

اينچنين بود که آدم را ساخت

تا در اين هستی فرمانبردار

سرکش باشد

تا به هر وسوسه ای

دست در گردش پرگار برد

تا خدا را حتی

انکار کند

 

کار اينبار آری

کارستان بود

زمستان ۱۳۸۳

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
علي

و بعدا پشيمان شد و پيامبران را فرستاد، ولي کار از کار گذشته بود.

shirazi

سلام: منم که شهره شهرم به عشق ورزيدن منم که ديده نيالوده ام به بد ديدن وفا کنيم و ملامت کشيم و خوش باشيم که در طریقت ما است کافريست رنجيدن

نيستانی

سلام قاسم عزیز ، افلاطون گفته است: « آنگاه که آدمی جمال زمين بيند ، جمال حقيقی را به ياد آورد ». يعنی آدمی ميان زمين و آسمان گرفتار است. عجب کارستانی از آفریدگار!!!!

foroohar

سلام عزیز .بعضی جاها بايدحذف شود وروی زبان کار شود تا منسجم تر شود ..همون ايه های قران که ميگی در زبان اصلی دارای زبانی قوی هست اگرچه شعر نيستند .وتوی ترجمه تنها شکلي از محتوی انها بيان شده است .مثل همه ی ترجمه ها . موفق باشيد .

شراب نور

سلام......خدا انسان سر کش را دوست داره

shahab

سلام...جالب بود.

آ_______بامداد

سلام!!!ممنون که به کلبه من اومدی خيلی زحمت کشيدی اميد وارم موفق باشی اگه بتونم با هات همکاری کنم و يه چيزی ياد بگيرم خوشحال ميشم